مولف : فيودور داستايفسكي
خلاصه كتاب :این کتاب داستان دانشجویی به نام راسکولْنیکُف را روایت میکند که به خاطر اصول مرتکب قتل میشود. بنابر انگیزههای پیچیدهای که حتی خود او از تحلیلشان عاجز است، زن رباخواری را همراه با خواهرش که غیرمنتظره به هنگام وقوع قتل در صحنه حاضر میشوند، میکشد و پس از قتل خود را ناتوان از خرج کردن پول و جواهراتی که برداشته میبیند و آنها را پنهان میکند. بعد از چند روز بیماری و بستری شدن در خانه راسکولنیکف این تصور را که هرکس را که میبیند به او مظنون است و با این افکار کارش به جنون میرسد. در این بین او عاشق سونیا، دختری که به خاطر مشکلات مالی خانوادهاش دست به تنفروشی زده بود، میشود. داستایوسکی این رابطه را به نشانهٔ مهر خداوندی به انسان خطاکار استفاده کرده است و همان عشق، نیروی رستگاریبخش است. البته راسکولنیکف بعد از اقرار به گناه و زندانی شدن در سیبری به این حقیقت رسید.
2- روزهاي فاطمه (س)
نويسنده :علي صفايي حائر
خلاصه كتاب : این کتاب، شرح مختصری است از خطبه حضرت فاطمه سلام الله علیها. آنچه این نوشتار را نسبت به آثار مشابه متمایز میسازد، تحلیلهای کمنظیر و بینشزا از دلایل رخداد سقیفه و وقایعی است که تا غصب فدک ادامه یافته است. بیان مباحث به شکلی که بعد از ۱۴ قرن برای امروز من درس داشته باشد و به چگونه زندگی کردنم بر اساس بیان حضرت فاطمه سلام الله علیها جهت دهد از دیگر ویژگیهای برجسته کتاب است. شاید بتوان گفت مهمترین دستاورد این کتاب این است که به ما میآموزد اگر چگونه باشیم در پیچ امتحانات از ولی خدا جدا میشویم و از یاری او باز میمانیم و برای پایمردی در رکاب ولی خدا چگونه باید باشیم.
مؤلف ارجمند کتاب به بهانه شرح خطبه فدک به پرسشهای مهمی پاسخگفته است. پرسشهایی نظیر:
چگونه قلب احساس اضطرار به ولی را مییابد و به ولی راه پیدا میکند؟
پذیرش ولایت ولیُالله چه تأثیری در ابعاد مختلف زندگی انسان دارد؟
چگونه میشود که انسانی که یقین به حقانیت چیزی دارد منکر آن میشود و در برابرش میایستد؟
مهمترین عواملی که انسان را در برابر خداوند قرار میدهد کدامند؟
ریشه ظلم و برتریجویی چیست؟ چگونه میتوان این ریشه را در زمین قلب، خشکاند؟
چه عواملی باعث شد تا از اکثر مردم از دعوت حضرت فاطمه سلام الله علیها سرباز بزنند؟
ضمن آنکه به برخی از مهمترین شبهات مربوط به واقعه غصب فدک نیز به صورت مستند و مستدل پاسخ گفته شده است.
3- اسماعيل
نويسنده : دنيل كوئين
خلاصه : شاید خلاصهٔ کتاب را بتوان اینگونه نوشت: نقد رفتار انسانها توسط یک گوریل فیلسوف که چگونه هوموساپینسها(یعنی ما) توانستند میراث چند میلیونسالهٔ طبیعت را در عرض چند هزارسال نابود کنند.
اسماعیل یک رمان نیست، چرا که تنها شامل مکالمه میان اسماعیل(گوریل) و یک انسان است. داستان از آنجایی آغاز میشود که نویسندهای کهنسال در روزنامه یک آگهی را با این مضمون میبیند:«معلمی شاگرد میپذیرد. داوطلبان باید صمیمانه علاقهمند به نجات جهان باشند. شخصاً حضور یابید.»
کتاب ارتباط مستقیمی با فرگشت ندارد، اما روایت تاریخیِ جالبی از بهوجود آمدن حیات و ادامهٔ آن دارد. متاسفانه عدهٔ زیادی فکر میکنند انتها و هدف فرگشت و کائنات بهوجود آمدن انسان بود؛ اما وقتی یک گوریل آن را روایت میکند، ما انسانها چیزی جز حاشیهای در کنار حیاتِ طبیعت نیست!
بخش هايي از كتاب
نمیتونستم بفهمم معیار حیوان بودن چیه: انسانهای بازدیدکننده آشکارا بین خودشون و حیوانات فرق میگذاشتن، اما من نمیتونستم بفهمم چرا. اگه درک میکردم چه چیزی ما رو حیوان میکنه(که فکر میکردم درک میکردم) نمیتونستم درک کنم چه چیزی انسان رو از حیوان جدا میکنه! /
مردم توی مغازهٔ لباسشویی در مورد پایان دنیا حرف میزنن، اما عین خیالشون هم نیست. انگار دارن پودرهای لباسشویی رو با هم مقایسه میکنن. مردم در مورد از بین رفتن لایه اوزون و زوال حیات صحبت میکنن، در مورد تخریب جنگلها، در مورد آلودگی مرگباری که تا هزاران و میلیونها سال با ما خواهد بود، در مورد از بین رفتن و نابودی هر روزهٔ گونههای متعددی از جانداران، و حتا در مورد پایان خودِ فرایند گونهزایی. درحالیکه کاملاً خونسرد و آرام به نظر میرسند.
4- سرداران ايران زمين
نويسنده :مهدي ميركياني
خلاصه: یونس استادسرایی مشهور به میرزا کوچک خان جنگلی مبارز انقلاب مشروطه و رهبر جنبش جنگل بود که در اعتراض به نقض تمامیت ارضی و استقلال ایران از سوی بیگانگان بعد از مشروطه قیام کرد...
مردم از آنها که امان روس ها را بریده بودند با غرور و افتخار صحبت می کرند. حالا دیگر خان ها زمین داران جرئت نمی کرند به کشاورزان ستم کنند... امام روس ها که می دیدند حریف جنگلی ها نمی شوند، به فکر چاره افتادند. آنها فکر می کردند چون با جنگل و راه های کوهستانی و شیوه های جنگلی مردم گیلان آشنایی ندارند از جنگلی ها شکست می خوردند. به همین خاطر با بعضی خان ها و زمین داران محلی دست به یکی کردند و از آنها خواستند با تفنگچی هایشان به جنگ جنگلی ها بروند. یکی از این خان ها، مردی تنومند و خشن به نام عبدالرزاق شفتی بود...
او به روس ها گفت: درو کردن این علف های هرز از سر راه، به آسانی خوردن یک انجیر است. روس ها... سلاح و مهمات زیادی به او دادند و از او خواستند تا می تواند تفنگچی های بیشتری را مسلح کند. مردم روستاها خیلی زود خبر را به میرزا رساندند.
عبدالرزاق با تفنگچی هایش عازم جنگل شده بود و هنوز در آغاز راه بود که جنگلی ها پیش دستی کردند و بر سر آنها ریختند. عبدالرزاق اولین فردی بود که از میدان جنگ فرار کرد... بقیه یا اسیر شدند یا فرار کردند.
میرزا با اسیران صحبت کرد و آنها را که با گرفتن پول از روس ها حاضر شده بودند به جنگ هموطنان خود بیایند سرزنش کرد. بعد آنها را آزاد گذاشت تا به خانه هایشان برگردند و به یارانش گفت: تا جایی که در توان ما باشد، به روی ایرانی ها اسلحه نمی ک
کتابخانه عمومی دانیال نبی (ع) شهر الوان ...
ما را در سایت کتابخانه عمومی دانیال نبی (ع) شهر الوان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 44